پژوهشی در هویت شناسی رقیه بنت الحسین
17 بازدید
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
یکی از مهمترین آفاتی که گریبانگیر تاریخ کربلا شده تعصبات بی جا و ایجاد خط قرمزهایی نامعقول و بی مورد است. هویت شناسی خاندان امام حسین(ع) و شناخت فرزندان آن حضرت از جمله مهمترین اموری است که در تحلیل و ارائه مطالب صحیح پیرامون قیام سیدالشهدا(ع) بسیار حائز اهمیت است. در این میان نام طفلی سه چهار ساله بنام رقیه که در خرابه شام بعد از مشاهده ی سر مقدس امام حسین(ع) جان سپرد، نه تنها در میان عوام، که در میان خواص نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. شماری از اساس منکر وجود چنین فرزندی برای امام شده اند؛ در مقابل گروهی با استناد به کتب و منابعی درصدد اثبات هویت این شخصیت برآمده اند. آنچه در این میان محقق و انسان منصف را شایسته است بیان و بررسی و نقد ادله و منابع طرفین دعواست تا در نهایت مشخص شود آیا امام دختری به نام رقیه داشته یا نه؟ و آیا رقیه همان زینب است که روز عاشورا زنی بزرگ سال بود و سالها بعد از عاشورا در قید حیات بودند یا اینکه رقیه همان فاطمه بنت حسین است که تا سال ۱۱۰ هجری در قید حیات بودند یا اینکه رقیه فردی غیر از آنهاست؟ از سوی دیگر آیا می توان با تمسک به شهرتی که آیت الله صافی بدان استناد کرده، وجود چنین دختری را برای امام ثابت کرد و در نهایت قائل شد مقبره ی ایشان در سوریه دارای اصالت تاریخی است یا اینکه کلام و مدعای ایشان قابل تامل است و دیدگاه شهید مطهری که بیان کردند:««حادثه عاشورای امام حسین(ع) از حوادثی است که تحریف در آن زیاد راه یافته، هم از لحاظ لفظ و صورت و هم از لحاظ معنی ...از عروسی قاسم و وجود لیلی... و امثال اینها و قضیه را بکلی به صورت خرافه و افسانه و موهم در آورده... قصه¬ها از آمدن حضرت زهرا(س) در شب يازدهم و آمدن حضرت رسول(ص) و از طفل امام حسين(ص) به نام رقيه كه در شام مرده و بعد برايش ضريح ساخته‌اند، اخيراً به هم بافته‌اند و حتى جمله¬ معروف « اسقونى شربة من الماء فقد تفتّت كبدى من الظماء» هنوز در يك مقتل صحيح ديده نشده است» صحیح است. ازسوی دیگر آنچه مرحوم آیت الله تبریزی در مورد رقیه بیان کرده و با استناد به یک نسخه از لهوف ابن طاووس و همچنین با استناد به مقتل جعلی ابی مخنف بیان کرده، آیا می توان وجود این شخص را ثابت کرد؟ افزون بر این مباحث اصولا بحث از این موضوع بود یا نبود رقیه در تاریخ و اینکه چه پی آمدهایی برای هر یک از این دو دیدگاه مترتب است و اساسا این بحث چه دردی از جامعه ی فعلی را دوا می کند از جمله مباحثی است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است. موضوع دیگری که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته مدعای آیت الله صافی است که در پاسخ به این سوال تاریخی «آیا امام حسین(ع) فرزندی با نام رقیه داشته¬اند؟ » آن فقیه اینگونه به این سوال تاریخی پاسخ دادند:« بلی، طبق نقل بعض کتب مقاتل و تاریخ، آن حضرت چنین فرزندی داشته¬اند، که مرقد مطهر وی در شام است. علاوه بر شهرت این موضوع به طور کلی مشاهد و مقامات مشرفه از جهت انتساب به أهل بیت علیهم السّلام مورد تجلیل و احترام است. شهرت مثل این بارگاه مقدسه نیز مخصوصا با توجه به قرائن معتبر مورد انکار نیست». حال اگر چنین است می توان بر همین مبنا برای هزاران امامزاده ای که در چند سال اخیر در ایران ساخته شده و از چهار هزار به یازده هزار افزایش یافته و بنابر تصریح رئیس کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس شورای اسلامی بیان کردند: « یکی از شکایت¬ها این است که در مدتی کوتاه، شمار مقبره امامزاده¬ها در کشور از چهار هزار به یازده هزار افزایش پیدا کرده است» آیا بر مبنای مذکور توسط آن فقیه، می توان به تمام این امامزاده ها حجیت داد و آنها را تجلیل و مورد تکریم قرار داد؟ ظاهرا این دیدگاه و مبنا قابل تردید جدی است و به نظر دیدگاه آیت الله مکارم در اینباره صحیح است که بیان کردند:«... مکان امامزادهها بر اساس اسناد[و] مدارک تعیین میشوند...» نکته ی پایانی و مهم آنکه اگر چیزی در مذهب شیعه به سمبل و نماد تبدیل شد، هر چند در منابع متقدم نتوان آن امر را ثابت کرد، در این صورت از نظر فقه و عرف با اینگونه امور چگونه باید برخورد شود؟ و این نکته ای بسیار مهم است که نباید در پژوهش ها از آن غفلت شود.